حاج ملا هادي السبزواري

257

شرح مثنوى

مىخواند شما را آن غنا نيست ، بلكه آن فقر است ، و نمودِ بود است . كه به جهت سِفلى و تربيت بدن دعوت مىكند . به خلاف ملك كه به جنبهء اعلى دعوت مىكند و تقويت عقل مىكند . و بدن و قواى بدن جهت فقر نفس است . و عقلِ بالفعل ، جهت غناى نفس . چه ، عقل را از خود و باطن ذات خود ، علم و قدرت و قواى درّاكه و فعّاله هست ، و غنى خواهد شد به عنايت خدا از تن و قوّتهاى آن . و از اينجاست كه بعضى از بزرگان ، ابليس را مكنّى به « ابى الليس » كرده‌اند . چه او مظهر اعدام ملكات است ، عدم علم و عدم حلم و عدم تقوى و عدم عقل نظرى و عقل عملى و مانند اينها . و در احاديث ، تعبير از آن به « جهل فرموده‌اند » : كه خدا آفريد عقل را و فرمود : اَدبِر ، فَاَدبَرَ ، و بعد فرمود : أقبِل فَأَقبَلَ ، و آفريد جهل را ، و فرمود : أدبِر فَاَدبَرَ ، پس فرمود أَقبِل فَلَم يَقبَل . ( 1 ) . يعنى به عقل فرمود : به عالم طبيعت برو ، رفت و فرمود : به جانب ما بيا ، آمد و به جهل فرمود : برو ، رفت و فرمود بيا ، نيامد ( ( 666 ) ) هان و هان با او حريفى كم كنيد * چون كه كاو آرد گره محكم كنيد ن 232 4 - ك 89 30 كاوارد : ( به كافِ عربى ) ، كاويدن است . و بهتر - چنان كه در بعض نسخ است - « گاز » است ، كه به « گافِ فارسى و زاء معجمه ) به معنى دندان است . ( ( 667 ) ) ور به حكم آريد اين پژمرده را * من نخواهم كرد زندان مرده را ن 232 5 - ك 89 31 مرده را : ابليس پيش مردان خدا ، مرده ايست . ( ( 668 ) ) خوش دمست او و گلويش بس فراخ * با شعار نو دثار شاخ شاخ ن 232 6 - ك 89 31 شعار : جامه را گويند كه در زير دثار پوشند . و شعار به جهت آن گويند كه متصل است به شَعرِ جسد . و فتح اول و كسر ، هر دو جايز است . دثار : جامه هايى كه بالاى شعار بپوشند و اول او مكسور است . ( ( 672 ) ) چون شبانه از شتر آمد به زير * كُرد گفتش منزلم دور است و دير ن 232 10 - ك 89 33 دور : به حسب مكان . دير : به حسب زمان . ( ( 673 ) ) بر نشستى اشترم را از پگاه * جو رها كردم كم از اخراج كاه ن 232 11 - ك 89 34 پگاه : صبح زود .

--> ( 1 ) وافى فيض ، ج 1 ، ص 19 و 24 . .